شب یلدا

امیدوارم میوه های آرزوهای شما هیچ وقت  کال و نرسیده نباشد و امیدوارم تک تک لحظه های عمر و زندگی شما مثل دانه دانه های یک انار رسیده باشد سرخ و آبدار و ترش و خوشمزه باشد آمین مانند سرود زمستان از افشین مقدم یاد برد.

متن شعر سرود زمستان از افشین مقدم:

زمستون تن عریون باغچه چون بیابون
درختا با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشن انتظاری
گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون
بشینم بی تو با چشمای گریون

می خواستم امروز هم درباره ماشین ها حرف بزنم و برای شما در مورد اولین خانمی که گواهینامه گرفت صحبت کنم و یا از وقتی که اداره راهنمایی و رانندگی که قبلا اسمش شعبه عبور و مرور بود ولی تلفن ها و پیامهای شما ناگهان چیز مهمی را به ما آورد آن هم در مورد شب یلدا هست که می خواهم در موردش صحبت کنم و درباره ماشین ها در فرصت های بعدی صحبت خواهم کرد.

بله چند شب دیگر شب یلدا است و ما خواستیم امروز از رکاب ماشین پیاده بشویم و به پیشواز بلندترین شب سال برویم و چند شب جلوتر شما بگویم شب چله شم مبارک باشد مانند سرود شبهای چله از استاد مرتضی احمدی اشاره کردو

متن شعر سرود شبهای چله از استاد مرتضی احمدی:

آی آی شبهای چله شبهای چله

 شبهای چله چه شور و حالی داشتیم

سماور و قوری رو روی کرسیمون می گذاشتیم

مادربزرگ قصه می گفت برایمون

بچه ها چه خوب بود شبهای چله هایمون

می گفت که از مردم شهر قصه بیاید بگیم یک فصه درسته

حکایت شاه و وزیر مکار

حکایت آدمهای فداکار

حکایت غول و جوان باهوش

حکایت گرگ و فرار خرگوش

حکایت طلسیم شهر زنگی

دیو و پری و قصه های رنگی

حمام و هزار آب و تابش

می گفت تا وقتی بگیر خوابش

پاشید بیاید اول غروبه

حکایت شبهای چله مون

حکایت شبهای چله مون

به نظر شما چه می شود یک تعداد در فاصله ای کوه تا دامنه آن کوه و یا ساحل این دریا تا کنار ساحل آن دریا زندگی می کنند یک ملت می شوند مانند اولین گروه موسیقی سرود ملی ایران نامبرد.سرود وطنم از سالار عقیلی در تاریخ ایران ماندگار شدو

متن شعر سرود وطنم از سالار عقیلی:

نام جاوید وطن
صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه‌ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان 
 به اصالت ایران کهن 
ز صلابت ایران جوان

 فکر کنم یک ملت شدن همشه یک جغرافیا مشترک داشتن و یا به یک زبان واحد حرف زدن نیست.فکر کنم باید یک چیز قدیمی تر و ماندگارتر از زبان و جغرافیا وجود داشته باشد یک چیز عمرش از سایر نسلها بیشتر باشد  همه چیز را با یک جور نخ نامرئی به هم می بافت و پرجم و جغرافیا و زبان و آدمهایش تبدیل به یک پارچه یک ملت می کند. سرود ای وطن از زنده یاد استاد محمد نوری نوید همه مسئله هست که ماندگار شد.

متن شعر سرود ای وطن از زنده یاد استاد محمد نوری:

باتو هستم ای وطن
باتو هستم ای وطن
ای خورشید جاوید من
ای صدای گرم آبشاران،ای شب مهتاب کوهستان
تو چون بهاری،بهاره بی پائیز
ز عطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه من کلام جاویدی
به چشم من،تو چو نور خورشیدی
آه ای وطن،نام تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
به دشت تشنه،شکوه بارانی
سرود پاکی،شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی
طلوع بودن طلوع امیدی
تو سرود فصل سبز ما،بر لبم جاری چنان دریا
تو چون بهاری،بهاره بی پائیز
ز عطر خاک تو گشته ام لبریز
به سینه من کلام جاویدی
به چشم من،تو چو نور خورشیدی
آه ای وطن،عطر تو همیشه بر لبم
با مهر تو ستاره درخشد بر شبم
به دشت تشنه،شکوه بارانی
سرود پاکی،شعر بهارانی
غروب ما را پیام خورشیدی

فکر کنم آن چیزی که ما را تبدیل به یک ملت می کند آداب و رسوم باشد و چیزی بهش آداب و آیین کهن می گویم و چیزی که با مرگ آدمها نمی مرد و با هر تولد ماندگار      می شود چیزهای مثل آیین نوروزی(سفره هفت سین) که زنده یاد علی اکبر مهدی پور دهکردی  نوازنده موسیقی تحویل سال نو یا همان " نوروزنامه " ماندگار شده است.

 ما یک ملت می شویم حتی با داشتن باورهای ساده مشترکی مثل پاشیدن یک کاسه آب پشت سر مسافر تا زودتر برگردد و یا جیغ کشیدن در شادی هایمان برای اینکه صدای شادی هایمان زیاد و زیادتر بشود.

شب یلدا یکی آیین های هست که همه ما را در این جغرافیا و حتی فراتر از آن تبدیل به یک ملت می کند به اسم و نامی که خوشایند برای نام و آوای جهان است یعنی ایرانی و ایرانی بودن مانند سرود ای ایران ای مرز پر گهر شاعر این اثر حسین گل گلاب و با صدای غلامحسین بنان و با اجرای گروه های کر به خصوص در مدارس آن را ماندگار کردند.

متن شعر سرود ای ایران ای مرز پر گهر از غلامحسین بنان:

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما

متن کامل سرود ای ایران و تاریخچه سرود ملی
 شب یلدا آیینی هست که ریشه های آن به زمان طغیانهای رود نیل بازمی گردد و حتی قدیمی تر به زمان اولین کشاورزان تاریخ و شاید بازهم قدیمی تر باشد نظر شما در این باره چیست؟
در دنیای نو و در زمانه تازه شب یلدا مثل خیلی چیزهای دیگر خیلی مثل قدیم ها نیست یک جورهای فقط شده یک تاریخ در روی تقویم ما و یک جور مهمانی و شب نشینی شبیه بقیه دور هم های مان کم شده جادوی جهانی شو و باورهای غیرزمینی فقط شده جند قارچ هندوانه و یک مشت آجیل و چند غزل حافظ توی بلندترین شب سال مانند فیلم هندونه شب یلدا از سعید آقاخانی اشاره کرد.
اما خیلی قدیم ها این جوری نبود مزه شبهای یلدا قدیم ها با امروز خیلی فرق داشت و فصلهایش شبیه فصلهای این روزگار نبود و برفهایش خیلی بیشتر بود و سرماش خیلی سردتر و سخت تر و دشوارتر بود مانند فیلم جاده های سرد از مسعود جغفری جوزانی اشاره کرد.
خیلی قدیم ها پیل سوز تنها چیزی بود که می توانست یک ذره تاریکی شب را کمی عفب برانند.چراغ نفتی و گرد سوز هم بود و وقتی که آفتاب غروب می کرد شب پرزور بود و تاریک و سیاه مانند فیلم خانه دوست کجاست؟از عیاس کیارستمی اشاره کرد.
 طبیعت قدرتمند و ترسناک بود و گذارندن طولانی ترین شب سال مهم بود و در کنار هم بودن مهم بود و در کنار هم بودن برای نترسیدن مهم بود و برای شکر کردن و شادی کردن گذشتن روزهای سخت و رسیدن روزهای گرمتر و طولانی تر و روشنتر و بهتر مانند سرود شیدایی زمانه از امین الله رشیدی در شهرک سینمایی غزالی که تهران قدیم بازسازی شده است نوید همین مسئله می باشد. 
 خیلی قدیم ها چیزی به اسم آجیل شب یلدا نبود و مردم دور هم جمع می شدند و آخرین باقی مانده خشکبار و میوه های خشک شده که از تابستان و پاییز باقی مانده بود می خوردند و تا صبح بیدار می ماندند دعا می کردند و نماز می خوانند و هیچ کس تا برآمدن صبح نمی خوابید در این خشکبار و میوه های خشک شده و رسمهای شب یلدا می توان به گفته های آقای مرتضی احمدی اشاره کرد.به به چه لذتی داشت انگورهای که از سقف زیرزمین خانه مادربزرگ آویزان کرده بود تا کشمش شود تا در شب یلدا آن را بخوریم و بعضی وقتها دور از چشم بقیه به زیرزمین می رفتیم و از کشمشهای آنجا می خوردیم.
یلدا به معنای تولد است و منظور تولد دوباره خورشید بود است و برای همین فردای شب یلدا مردم کسب و کار را تعطیل می کردند و جشن می گرفتند و هرگونه دروغ و دعوا و جنگی ممنوع بود است و درخت سرو یا کاجی به نشانه پایندگی حیات و بالندگی آن می کاشتند و همه دور کرسی جمع می شدند شعرهای شاهنامه فردوسی و فال حافظ می خوانند و آهنگ می زدند و می خوانند.
 اما کم کم شب یلدا از یک مراسم و آیین صد در صد مذهبی تغییر ماهیت داد به یک آیین و رسم زمینی و خیلی از نشانه ها و باور های فرازمینی اش یا کم رنگ شد و یا کاملا از بین رفت.شب شد محدود به جمع شدن در خانه بزرگترها و خوردن آجیل و هندوانه و انار و گرفتن فال و شنیدن قصه ها و متلهای پدربزرگها و مادربزرگها و تلویزیون هم در این شب برنامه جذاب زیادی دارد.
 شب یلدا در خاطره بیشتر ما یعنی کرسی یعنی بودن پدربزرگ و داشتن مادربزرگ یعنی بودن برادرها و خواهرها در کنار هم شب یلدا برای خیلی از ما یعنی یکی از      مزه های خوب کودکی نظر شما در این بار چیست؟
در دهه شصت60 و زمان جنگ گرفتن شب یلدا یک مزه و معنی دیگری داشت.یادتان هست گرفتن شب یلدا در اوج موشک بارانها و یادتان هست گرفتن شب یلدا در پناهگاه راستی چند ساله بودید؟یادتان هست.روایت بمب باران کرمانشاه در شب یلدای سالی1365 شنیدنی هست.
 خیلی از آن کسانی که برف پیری روی موهایشان نشسته یادشان هست که توی سنگرها و توی جبهه ها و پشت خاکریزها مراسم شب یلدا را بدون هندوانه و بدون انار و بدون آجیل شب یلدا گرفتند.
 خیلی وقتها چیزهای مثل شب یلدا تنها چیزی که آدمهای توی قوربت را به سرزمین مادری برمی گردند مهم نیست کجای این سیاره باشی و یا چقدر دور باشی یا چقدر نزدیک باشی کافی فقط یادت باشد و یادم باشد که مثلا امشب شب یلدا هست و یک غزل حافظ بخوانید یا بخوانیم مانند فیلم حاجی واشنگین از علی حاتمی نامبرد.
 قدیم ها وظیفه مادر بود که یک دانه هندوانه درشت لز داخل زیرزمین یا در یک جای خنک لای کاه برای شب یلدا نگه دارد ولی الان این وظیفه دولت شده و دولت باشد که هندوانه و آجیل شب یلدا باشد آن هم با قیمت مناسب باشد.یادتان هست در دهه شصت60قیمت آجیل و هندوانه چقدر بود؟
قیمت میوه و آجیل شب یلدا سال1366:
هندوانه یک کیلو                5500ریال
پسته یک کیلو                  3500ریال
تخمه ژاپنی یک کیلو          1200 ریال
بادام یک کیلو                    1800ریال
آجیل شب یلدا یک کیلو        3000ریال
حقوق کارمندان                   3000ریال 
خیلی از آدمهای که توی شبهای یلدا سالهای پیش با ما بودند اکنون کنار ما نیستند و رفتند و ما را در این طولانی ترین شب سال تنها گذاشتند روح همه آنها شاد و یاد همه آنها گرامی باد.
توی روزگار بقول زنده یاد حسین پناهی همه ما یک ساعت خوب و مقبول داریم و می دانیم که شب یلدا فقط چند ثانیه از شب قبلش بلندتر هست و کلی لامپ کم مصرف توی خانه های ما روشن است و باکی نیست یک شب ما طولانی شده است.آری شب دیگر شب یلدا جادوی بچگی ها را برای ما ندارد مانند فیلم بی بی چلچله از کیومرث پور احمد اشاره کرد.
 در این زمانه با داشتن شوفاز و بخاری و هزار جور وسائل گرمای و سرمای جورباجور خیلی دیگر فصلها برای ما مهم نیستند و یک جورهای زندگی های بی فصل شده اند زمستان و بهار و تابستان و پاییز شبیه هم شدند و دیگر فصلها مثل قدیمی ها مهم و پرزور برای ما نیستند مانند مستند آواز زندگانی از بیزن شکرزیر اشاره کرد.
 آری این روزگار بی فصل شده و دیگر اندازه قدیم ها ما را جادو نمی کند و شب یلداش فقط یک بهانه شده تا دور هم جمع بشویم.یک بهانه دوران سر گیجه آور این روزگار فقط یک لحظه بتوانیم بیاستیم و نقسی تازه کنیم اما به نظر من همین هم اندازه اش خیلی خوب و دلنشین هست.
 به رسم یادگاری می خواهم از هنرمندی یاد کنم که چند سالی هست شبهای یلدا کنار ما نیستوهنرمن تلناز دلنشینی که خاطرات مرغوب و ماندگاری در یادهای مانده است.هنرمند ارزش خندیدن و خنداندن را می دانست و سالها در رادیو و تلویزیون  و سینمای این مزر و بوم عاشقانه کار کرد می خواهم زنده یاد منوچهر نوذری یاد کنم.
آقای نوذری  در این شب یلدا باز جای شما خالی هست کاش هنوز بودید و می گفتید از کی بپرسم؟کاش بودید ما می توانستیم صدای شما را صبحهای جمعه از رادیو  بشنویم اما دریغ  که رسم زمانه جور دیگری است سلام مرا به بچه های قدیمی رادیو و تلویزیون کنارشان هستید برسانید.

منوچهر نوذَری (۱۳۰۳ قزوین - ۱۶ آذر ۱۳۸۴ تهران) دوبلور، بازیگر، مجری و کارگردان ایرانی بود.

او فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۲ آغاز کرد و از اولین گویندگان تاریخ دوبله در ایران بود. نوذری، روز چهارشنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۴ به علت بیماری ریوی و عفونت کلیوی در بیمارستان مدرس تهران درگذشت. در روزهای پایانی زندگی این هنرمند در بیمارستان اینگونه از او نقل شده:

من اولین کسی بودم که در تلویزیون ایران مقابل دوربین رفتم و گفتم نام جعبه‌ای که تصویر من را در آن می‌بینید تلویزیون است.

سینمایی بازیگر

وی فعالیت خود را در عرصهٔ سینما با بازی در فیلم لاله آتشین ۱۳۴۱ ساخته برادرش مرحوم محمود نوذری آغاز کرد.

  • افق روشن ۱۳۴۳
  • امیر ارسلان نامدار ۱۳۴۵
  • حسین کرد شبستری ۱۳۴۵
  • گوهر شب چراغ ۱۳۴۶
  • غروب بت پرستان ۱۳۴۷
  • آسمون بی ستاره ۱۳۴۷
  • خیالاتی ۱۳۵۲
  • چند می‌گیری گریه کنی ۱۳۸۴

کارگردان

  • ایوالله ۱۳۵۰ و همچنین تدوینگر
  • خیلی هم ممنون ۱۳۵۱ و همچنین سراینده اشعار
  • خیالاتی۱۳۵۲ و همچنین سراینده اشعار
  • الو من گربه هستم ۱۳۵۶ / فیلمبرداری و تولید در مصر

مدیردوبلاژ

  • شوخی نکن دلخور میشم ۱۳۴۵
  • ایوالله ۱۳۵۰
  • خیلی هم ممنون ۱۳۵۱
  • خیالاتی ۱۳۵۲
  • یک جو غیرت ۱۳۵۲
  • هی جو ۱۳۶۷
  • شنگول و منگول ۱۳۶۸
  • حسنک ۱۳۷۱

تلویزیونی بازیگر

  • کوچه اقاقیا
  • عصای پیری
  • باجناق‌ها
  • جدی نگیرید

اجراهای تلویزیونی

  • چهره‌ها
  • هزار برگ هزار رنگ
  • مسابقه هفته
  • تهران ساعت ۲۰
  • مسابقه ثانیه‌ها

دوبلور فیلم‌های خارجی

  • جک لمون، دنی کی، راج کاپور، گلن فورد، باب هوپ، رداسکلتون و رداسکلتون...

در پایان یاد کنیم از زنده یاد منوچهر نوذری روحش شاد و یادش گرامی باد.

/ 0 نظر / 13 بازدید